1. خانه
  2. روانشناسی ثروت
  3. باور چیست ؟ چطور ساخته میشود ؟

باور چیست ؟ چطور ساخته میشود ؟

باور چیست ؟ چطور ساخته میشود ؟

اون چیزی که بهش بیشتر توجه میکنیم، از اصل و اساسش وارد زندگیه ما میشه.

مثال

اگر من دارم صبح تا شب توجه میکنم به بیکاری، بی پولی و . . . با خوندن کتاب ها، مطالب، صحبت با افرادی که مشکلات سختی دارن. در کل داریم به این چنین مواردی فکر میکنم یا بهتره بگیم توجه میکنیم.

من در مداری قرار میگیرم که همین چیزایی که بهش توجه میکنم وارد زندگیم میشه.

در نتیجه اگر ما به کمبود توجه کنیم، کمبود وارد زندگیمون میشه. اگر به فراوانی توجه کنیم، فراوانی وارد زندگیمون میشه.

میخوام تمام تلاشم رو در این سایت بذارم برای توجه کردن به چیزهایی که میخوام در زندگیم اتفاق بیوفته.

توجه کردن به نعمت ها، توجه کردن به زیبایی ها، به فراوانی ها به ثروت ها، توجه کردن به مواردی که ثابت میکنه ثروتمند شدن خیلی آسان است. توجه کردن به مواردی که ثابت میکنه اگر در مسیر علایقمون باشیم به راحتی ثروت و فراوانی وارد زندگیمون میشه.

یعنی این کاری هست که میخوام آگاهانه انجام بدم. ما در دنیایی زندگی میکنیم که همچی در اون هست. آدم های فقیر هستند، ثروتمند هستند، افرادی که راحت ثروت میسازن، افرادی که سخت ثروت میسازن.

ما با تنوعی از افکار(مرکز توجه)، باور ها و نتایج روبرو هستیم .

همه هم میتونن ثابت کنند که حرفشون درست است، یعنی کسی که اعتقادش اینه که جهان پر از بدبختی و مشکلات است، میتونه ثابت کنه که داره درست میگه . چرا ؟ چونکه وقتی اینجوری فکر میکنی یه عالمه الگو خواهی دید که ثابت میکنه شما درست فکر میکنی.

از اون ور هم من میتونم به شما ثابت کنم که دنیا پر از فراوانیه، پر از شادیه، پر از لذته، پر از ثروته و خیلی خیلی راحت میشه ثروتمند شد. دلیل هایی دارم که میشه اثباتش کرد.

من باید تصمیم بگیرم که به چی میخوام توجه کنم ؟

چرا ؟ چون به هرچیزی که توجه میکنم وارد زندگیم میشه.

اگر صبح تا شب داری در مورد مسائل ناراحت کننده، در مورد مسائل اقصاد بیمار، در مورد کلاهبرداری، افرادی که از راه نادرست به ثروت رسیدن و داری بهشون توجه میکنی. بصورت ناخودآگاه داری به مردم دستور میدی که این چیزایی که من دارم بهش توجه میکنم رو از جنس همین وارد زندگیم بشه .

خیلی از افراد، میشینن با همکارای خودشون فقط در مورد بدبختی صحبت میکنند، مشتری نیست، کار نیست، مالیاتف بدبختی، پول نیست، مردم ندارن بخرن، مردم نون ندارن بخورن چه برسه بیان کفش بخرن.

یه عده ی بسیار زیادی از افراد میشینن و درمورد آنچه که نمیخوان صحبت میکنند و توجه میکنند و تعجب میکنند که چرا زندگیشون درست نمیشه !

اولین قدم

بیام بی توجهی کنم به آنچه که نمیخوام وارد زندگیم بشه و توجه کنم به آنچه وارد زندگیم شود

ما حق انتخاب داریم، خداوند مارو مجبور نمیکنه که به چیزای خوب توجه کنیم، در اصل ما حق انتخاب داریم به هرچیزی که میخوایم توجه کنیم.

مثال سادش اینه که موقع رانندگی به یه سمت جاده توجه کنیم. اتفاقی که پیش میاد اینه که به همون سمت هم فرمون کم کم خم میشه و میریم به همون سمتی که داریم بهش توجه میکنیم. ( این مثال زندگیه ما در واقعیت است)

اگر نمیخوای مشکلات وارد زندگیت شن بهشون توجه نکن و اگر در زندگیت هستند سعی کن که توجه خودت رو از روشون هرطور که میتونی برداری. کار راحتی نیست به همین دلیل آدمای کمی هستند میتونن استقلال مالی داشته باشن و هرچیزی که میخوان رو خلق کنند در زندگیشون.

کنترل ذهن

کار راحتی نیست ،زمانی که آدم درگیر بدهکاری و مشکلاته راحت نیست و یه اراده و همت میخواد. خیلی راحت نیست به کمبود توجه نکرد وقتی خودم درگیرشم و طلبکاره زنگ میزنه. اما اگر من قانون رو بدونم که اگر توجه کنم به مشکل بدهکاری که دارم به این مشکل اجرا خونه و بدبختی ای که دارم در موردش با خودم صحبت کنم، با بقیه صحبت کنم، با خدا صحبت کنم . چه خوشم بیاد چه خوشم نیاد جهان کاری میکنه از جنس همین اتفاقات بیشتر و بیشتر وارد زندگیم بشه .

اگر اعتقاد بیارم

که همچی همین هست و با این مرکز توجه اتفاقات زندگیم رخ میده، تمام تلاشم رو میکنم که مرکز توجهم رو از روی بدبختی ها بردارم و روی چیزایی که میخوام بذارم .

در مورد چیزایی که بهم احساس بهتری میده فکر کنم، در مورد چیزایی که میخوام برسم تحقیق کنم.

مدار های متحدالمرکز

تصور کنید که جهان مدارهای متحدالمرکز است، یعنی بی نهایت مدار وجود داره که حول خورشید داره میچرخه، فرض کنید که خورشید منبع خیر و برکت است. هرچقدر این مدار به خورشید نزدیک تر باشن نعمت و ثروت و گرمای بیشتری رو دریافت میکنند و هرچقدر هم دورتر باشن سردتر  و با کمبود نعمت، فقر، بیماری روبرو میشن.

یعنی

اگر من تمرین کنم کانون توجهم رو بذارم روی نعمت ها، در مثال بالا تمرکزم رو بذارم روی خورشید، من هدایت میشن به مدارهای نزدیک تر به خورشید.

مهم این است که قدم به قدم و مدار به مدار این نزدیکی رخ میده .

اگر توجهم رو بذارم روی سردی و بدبختی کم کم هدایت میشم به مدار هایی که دور از خورشید.

ما در دنیایی زندگی میکنیم

که بینهایت روش تفکر وجود داره، بی نهایت شکل فکر کردن و باور داشتن هست، بنابراین ما بسیار متنوع میبینیم افراد رو. افرادی هستند که خیلی راحت ثروت میسازن و بی نهایت ثروت میسازن، افرادی هستند که خیلی در زندگیشون دارن سختی میکشن فارغ از اینکه از کدوم کشور هستند و چه جنیست و تحصیلاتی دارن و فرقی نمیکنه

دلیل اینکه بعضی از افراد راحت زندگی میکنند و ثروت به دنبالشون میاد و اونا کلا تو مدار نزدیک به خورشید هستند. بخاطر اینه که اونا به یه سری چیزای دیگه توجه میکنند .

یه سری باور های دیگه دارند از اکثریت جامعه. من بیام کنترل کردم مرکز توجهم رو، با افرادی که منفی بین هستند صحبت نکنم، یواش یواش باید کاری کنم با ذهنم که بتونم کمتر توجه کنم به نا زیبایی ها، مشکلات، فقر، کمبود و بیشتر  توجه کنم به ثروت و فراوانی. (تمرین های بخش فراوانی داخل سایت: در این قسمت سایت میام توجهم رو آگاهانه میذارم روی نعمت)

باید ببینم که یه عده ای هستند در همین شرایط در همین کشور دارن زندگی میکنند ولی نتایج متفاوتی دارن، پس میشود، پس وجود داره.

میخوام آگاهانه توجهم رو از چیزایی که نمیخوام بردارم و بذارم روی چیزایی که میخوام ،تا ابد باید اینکار رو انجام بدم چون میدونم روند دنیا به همین صورت است.

بعد از تمرکز به نکات مثبت هدایت میشی به سمت نعمت ها ، ثروت ها، فراوانی ها، خوشبختی، سلامتی و فرصت های بیشتر. چون تمرکز میکنم روی نعمت ها و زیبایی هایی که به من احساس بهتری میدن.

چطور این ثروت وارد زندگیم میشه ؟

این چطور گفتن سمه ! اگر من قانون رو بدونم دیگه نمیگم چطور !

طبیعیه که ذهن خیلی اذیت کنه بگه الان تو داری اینکارو انجام میدی، چطور میخواد پیش بیاد  ؟ از  چه راهی ؟

اینجا باید آگاهانه ذهنم رو کنترل کنم بگم نمیدونم از چه طریقی، قانون میگه پیش میاد و انجام میشه و من به چطورش کار نداشته باشم.

هدایت میشم، گفته میشه، مسیر برای من روشن میشه.

چه زمانی ؟

وقتی در اون مدار قرار بگیرم. واقعیتش اینه که وقتی به مدارهای نزدیک خورشید تر باشی گرما وارد زندگیت میشود چه بخوای یا نخوای یا اینکه از  مدار خورشید دور بیشی نعمت ها از زندگیت کم میشن چه بخوام چه نخوام.

از کجا بفهمم دارم به چی توجه میکنم ؟

از احساسم . یه وقتایی ما داریم به چیزایی توجه میکنیم که به ظاهر خوب هستند. مثلا دارم به ماشین خیلی گرون قیمت یا خونه ی خیلی گرون قیمت توجه میکنم و ظاهر اینکار خیلی خوبه.

اما احساس اگر خوب نباشه داری به کمبود توجه میکنی.

یعنی چی ؟

یعنی احساس حسادت داری، احساس اینو داری که طرف دزدی کرده، کلاهبرداری کرده، ببین مگه میشه با نون حلال چنین خونه ای داشته باشه ؟ مگه امکانش هست ؟

به ظاهر دار ی توجه میکنی به خوبی ها و نعمت ها و ثروت ها. اما در واقع داری به مشکلات، بدبختی ها، به دزدی، کلاهبرداری، ناتوانی و احساس عدم لیاقت خودت داری توجه میکنی .

بنابراین

اگر این قانون رو بدونید و قاعده ی احساس خوب مساوی هست با اتفاقات خوب رو بدونید.اونوقت سعی میکنید آگاهانه توجهتون رو از روی چیزهایی که به شما  احساس بدی میده بردارید و بذارید روی چیزهایی که به شما احساس خوبی میده .

اما این یک روند تکاملی است و روز اول نمیشه اینکار رو صد در صد انجام داد. مخصوصا برای من که ذهن منفی نگری داشتم و دارم کم کم به کمک آرشیو کردن مطالب در این سایت و قرار دادن مرکز توجه روی چیزایی میخوام کم کم ذهنم رو آروم کنم .

یادمه که زمانی میخواستم ماشین بخرم به بدترین حالت ممکن فکر میکردم و میخواستم ماشینی بخرم که دور رنگ باشه بخاطر اینکه زمانی سوارش میشم و اوایل رانندگیم است اگر تصادفی کردم و چیزی شد از قیمت ماشین کم نشه :))

مرور دوباره

هرچیزی که بهش توجه میکنیم، وارد زندگیه ما میشود. هرچیزی که بیشتر بهش توجه میکنیم. یه سری چیزا هست ما خیلی بیشتر داریم بهش توجه میکنیم ، مثل باور کمبود .

مثال خیلی مهم

مثلا داریم یه رودخونه زیبا میبینیم. میگیم وای چه رودخونه قشنگی، بعد همون موقع میگیم چه فایده ؟ تابستون میشه و اینجا خشششک میشه و کلا همچی تموم میشه میره

یعنی اون لحظه ای هم که داریم رودخونه رو میبینیم، تمرکزمون روی زمانیه که رودخونه خشک میشه.

زمانی داریم یه باغ خوشکل میبینیم توجهمون روی اینه که یه روزی شهر بزرگ میشه و میزنه نابود میکنه همه ی این زیبایی هارو !

به رابطه عاطفی نگاه میکنیم و خوبیم باهم برمیگردیم تو ذهنمون میگیم اگه بهم خیانت که من انقدر دوسش دارم من دیوونه میشم و میزنم میکشم و . . . یا در بهترین حالتش میگیم 2 روزه خوبیم باهم دوباره فردا دعوامون میشه و روز از نو و روزی از نو .

یه ذهن بیمار

به هرچیزی که نگاه میکنه تمرکز و توجهش رو میبره روی چیزی که نمیخواد تو زندگیش اتفاق بیوفته.نشونش هم اینه که احساس بدی بهم میده.

اگر این قانوان رو به خوبی درک کنم دیگه حواسم هست به فیلم هایی که میبینم، به حرف هایی که میزنم، به مطالبی که میخونم و . . ..

من فهمیدم زمانی که دارم مرکز توجهم رو میدم دست صدا و سیما، اون منو میبره سمت بدبختی ها ! میبره به سمت کمبود ها و مشکلات. زمانی ذهنم رو میدم دست اخبار مرکز توجهم رو میذارم روی مشکلات، جنگ، بدبختی، فقر.

این نهایت عدالت خداونده

که به ما گفته به هرچیزی که توجه کنی از همون جنس وارد زندگیت میشه. خودت تصمیم بگیر که چی میخوای وارد زندگیت بشه. اما کنترل ذهنی میطلبه که خیلی انرژی ذهنی نیاز داره.

من در دسته بندی ثروت میخوام دقیقا همین کار رو انجام بدم، مرکز توجهم رو بذارم روی باور ها و دیدگاهایی که برای ثروتمندان هستند و از دیدگاه های فقر دور بشم و بهشون توجه نکنم .

اولش سخته !

زمانی که شروع میکنیم برای توجه کردن به فراوانی و زیبایی های جهان بخاطر اینکه مسیر عصبی اون توسط نورون ها در ذهنمون شکل نگرفته. سخت تره و ازش فرار میکنیم . انجام میدیم و وسطش پا میشیم میریم شبکه های مجازیمون رو چک میکنیم. الکی میریم سر یخچال یا . . .

فقط بخاطر اینکه داریم به ذهنمون میگیم یه نگاه جدید داشته باشه و ذهن هم طبق معمول برای خارج نشدن از نقطه ی امن خودش سعی میکنم یجوری بهونه پیدا کنه و حواسمون رو پرت کنه . ولی باید با تمرین و تکرار چندین باره ی مسائلی که میخوایم در زندگیمون باشه تا مسیر عصبی شکل بگیره، مرکز توجهمون بیشتر و بیشتر باشه تا هدایت بشیم به مسیر های رسیدن به خواسته .

اولین نتایج

اینه که یکسری اشخاص و آدم هایی که شاید خیلی هم باهم بودیم و همیشه مرکز توجهمون روی زشتی ها و کمبود ها بوده و طبق معمول داشتیم غر میزدیم. وقتی که برای تغییر مرکز توجه تلاش میکنیم اولین نتایجمون اینه که به طرز عجیبی، بدون اینکه بحث و دعوایی باشه این آدم ها از زندگیمون کم رنگ و کم رنگ تر میشن. نه بهت زنگ میزنن نه کاری بهت دارن و خود بخود ازت فاصله میگیرن .

دقیقا همون کاری که با غذا خوردن انجام میدیم

فکر کنید وارد یه مهمونی میشید، روی میز 2 مدل غذا هست. یکسری غذاها فاسد شدن و پر از  کرم و سوسک هستند، اونطرف میز هم یکسری غذای خوشمزه و تازه و خوشمزه وجود داره.

شما چجوری رفتار میکنی ؟ وارد مهمونی میشی از اولین غذا شروع میکنی به خوردن تا آخرین غذا و اصلا دقت نمیکنی چی داری میخوری ؟

برعکس نگاه میکنی میبینی چه غذایی سالمه، از سالم بودن بگذریم شما نگاه میکنی ببینی چه غذایی گرم تره، از گرم بودن هم بگذریم شما نگاه میکنی ببینی کدوم غذا مورد علاقتون هست و طبق سلیقه ی شماست  !

در هر کسب و کاری که باشید

یه سری آدم ها تو اون کسب و کار خیلی خوب دارن کار میکنن، خیلی موفق تر هستند و یه سریام هستند خیلی خیلی بدتر از شما دارن کار میکنند  و خیلی ها هم هستند مثل خودتون هستند.

اینکه شما به چه کسایی توجه میکنید، نشون میده شما به کدوم سمت هدایت میشی. اگه داری به بدبخت بیچاره ها توجه میکنی، به سمت همونا هدایت میشی.

اگر دار ی به آدم های موفق توجه میکنی به سمت همونا هدایت میشی تو بیزینست.

بخاطر همین ما در مورد الگو برداری خیلی صحبت میکنیم  و داخل سایت الگوهای موفقیت وجود دارد. وقتی طرف الگوی خودش رو صادق هدایت میدونه هدایت میشه به سمت افسردگی و ناراحتی. وقتی طرف الگوش بیل گیتس هست هدایت میشه به آرامش و ثروت .

وقتی طرف الگوی خودش رو چگوارا میدونه هدایت میشه به بدبختی و مبارزه و جنگ . وقت طرف الگوش انیشتین هست هدایت میشه به آرامش و لذت و زیبایی و قشنگی.

چرا ؟  چون آنچه که بهش توجه میکنی وارد زندگیت میشه.

درسته

بله بسیار زیاد آدم هایی که در بیزینس خودشون موفق شدن، ما نمیخوایم به اونا توجه کنیم چون نمیخوایم از اون جنس ادم ها وارد زندگیمون بشن.

تو این سایت کامل میخوام توجهم رو بذارم روی آدم های موفق، روی ایده هایی که من رو به هدفم میرسونه و کاملا اگاهانه میخوام توجهم رو روی زیبایی ها بذارم .

بقول قرآن

كُلًّا نُمِدُّ هَٰؤُلَاءِ وَهَٰؤُلَاءِ مِنْ عَطَاءِ رَبِّكَ ۚ وَمَا كَانَ عَطَاءُ رَبِّكَ مَحْظُورًا

و ما به هر دو فرقه  به لطف پروردگارت مدد خواهیم داد، که لطف و عطای پروردگار تو از هیچ‌کس دریغ نخواهد شد.

ما در قرآن میگیم مارو به راه راست هدایت کن، راه کسایی که بهشون نعمت دادی. نه راه کسایی که بهشون عضب کردی و گمراه کردی.

صِرَاطَ الَّذِينَ أَنْعَمْتَ عَلَيْهِمْ غَيْرِ الْمَغْضُوبِ عَلَيْهِمْ وَلَا الضَّالِّينَ ﴿۷﴾
راه آنها كه بر آنان نعمت دادي نه آنها كه بر ايشان غضب كردي و نه گمراهان! (۷)

یعنی در اینجا هم با مرکز توجه به خدا میگیم به کدوم قسمت میخوایم بریم .

مثل ماشین

هر طرفی که فرمون بدی و انتخاب کنی به همون مسیر میره و اصلا اینطور نیست که وقتی داری میری سمت دره ماشین برگرده بگه نه اینجا خطر داره نمیرم ! به هر سمتی که میخوای حرکت میکنی

وقتی که تمرکزت روی زیبایی هاست به زیبایی ها هدایت میشی .

خداوند میگه

من مسیر روو برات باز میکنم ولی انتخاب با تو هست و با مرکز توجهت این انتخاب رو انجام میدی.

بحث های سیاسی

یکی از مهمترین مشکلات من و میتونم بگم تمام ایران هست . وقتی داریم بحث های سیاسی میکنیم داریم به چی توجه میکنیم ؟

غیر از مشکلات و بدبختی ها است ؟  به بدبختی ها و کی کارش رو بد انجام میده .

تا الان دیدین یبار بگن چقدر رئیس جمهور خوبی داریم ؟ تنها یه حالت میگیم فلانی خوب بود که نفر بعدی بدتر شده و برمیگردیم میگیم یادش بخیر فلانی خیلی خوب بود (در صورتی در زمان ریاست اون فرد فقط بهش توهین میکردیم)

حتی در مورد شاه هم خیلی واضح تر میبینیم این موضوع رو. بلاخره درصد زیادی با اون مدل حکومت مشکل داشتند و خواستن برکنار بشه و الان خیلی ها میگن یادش بخیر زمان شاه خیلی خوب بود ! در هر صورت حرفهای ما و مرکز توجهمون فقط روی حسرت و بدی ها و بدبختی ها است .

اتفاقات ناجالب دیگه رخ نمیدن ؟

از اونجایی که ما نمیتونیم صد در صد ذهنمون رو کنترل کنیم 100% به خوبی ها توجه کنیم طبیعی هست که یه درصدی اتفاقات بد داریم ولی اتفاقات خیلی ضعیف و کوچیک هستند و به مرور میرسه به جایی که چون ظرفیت ما از اون اتفاقات کوچک خیلی بزرگتر است اصلا به چشممون نمیاد و چیزی نیست اذیت کننده باشه مثل قبل.

به اندازه ای که بتونیم ذهنمون رو کنترل کنیم به همون اندازه زیبایی ها وارد زندگیمون میشن . چون نعمت ها و زیبایی ها و ثروت ها بی نهایت هستند و ما مشخص میکنیم چه مقدار وارد زندگیمون بشن و تنها محدودیت برای ورودی ذهن ماست.

هرچقدر هم بزرگ فکر کنیم بازم ذهن ما یه محدودیتی داره  و بی نهایت نیست ولی جهان نامحدوده.

تمرین

بپذیر که تمام اتفاقات زندگیت رو خودت داری خلق میکنی با کانون توجهت و تحقیق کن در مورد این موضوع و تا این جمله رو نپذیری ادامه ی مسیر هیچکاری نمیتونی انجام بدی !

تا وقتی که میگی رئیس جمهور باعث بدبختیمه، پدرم، مادرم، زنم، شوهرم، بچم، دینم، مذهبم، شهرم، مدیر اداره، همکارم، کارمندم و . . اینا باعث شدن فلان بدبختی سرم بیاد. درگیر فلان بیچارگی بشم.

تا وقتی که اینطور فکر کنی نمیتونی به پیشرفت خیلی خیلی بزرگ برسی .

تنها راهی

که میتونی به نتایج خیلی بزرگ برسی اینه که بپذیری که تمام اتفاقات زندگیت رو خودت میتونی خلق کنی اونم با مرکز توجهت.

اگر اینو نپذیری هییییییییییییییییچ راهی برای پیشرفت و ادامه ی مسیر وجود نداره و قدم اول دقیقا همینجا هست برای ثروتمند شدن .

خیلی سخته، خیلی درد داره که قبول کنی تمام اتفاقات زندگی رو چه آگاهانه چه ناآگاهانه خودم دارم بوجود میارم با کانون توجهم و با تغییر این کانون اتفاقات عوض میشن.

وقتی که باور داشته باشم

خودم میتونم مشکلاتم رو حل کنم و همچی به عهده خودم هست خب طبیعتا قدم برمیدارم و سعی میکنم مشکلاتم رو حل کنم. اما وقتی میگم فلانی باعث مشکلاتم است. من که نمیتونم اون رو عوض کنم که بنابراین میگم که زندگیه من درست نمیشه !

فقط کافیه به اطرافیانتون نگاه کنید و ببینید هزاران نفر تمام دلیل های بدبختیشون رو دیگران میدونند. به چه جایی رسیدن و چکار کردن تو زندگیشون ؟

ممکنه اگاهانه باشه و ممکنه ناآگاهانه باشه در هر صورت خودم باعث تمام اتفاقای زندگیم هستم با مرکز توجهی که به جهان هستی دارم.

وقتی که به این نگاه میرسی

دیگه برات مهم نیس کی رئیس جمهور میشه، کی میاد، کی میره . چه اتفاقی روی دلار میوفته، چه قوانینی گذاشته میشه، چه اتفاقی در جهان هستی رخ میده !

به اینجا میرسی مگه این مسائل دارن زندگی من رو خلق میکنن ؟  من خودمم که دارم خلق میکنم

بارها و بارها

دیدیم افرادی که در تمامی دولت ها موفقیت کسب کردن و زندگی خوبی برای خودشون ساختن (از قبل زمان شاه گرفته تا بعد از زمان شاه و با هر رئیس جمهوری و هر قیمت دلاری و هر نوع بازاری  و حتی زمان جنگ! )

درسته این آدم ها محدود هستند ولی این نشون میده این آدم ها دارن خودشون زندگی خودشون رو رقم میزنن و یجور دیگه دارن به دنیا نگاه میکنند .

تمام این مسیر به مرور است

اصلا توقع این رو ندارم یک شبه و با چند تا تحقیق ساده بتونم مسیر زندگیم رو یکدفعه تغییر بدم و مسیر حرکت هواپیما به زندگیم نگاه میکنم. همون 1 درجه 1 درجه هایی که خلبان تصحیح مسیر انجام میده باعث میشه در نهایت به هدف دلخواه و شهر دلخواهش برسه.

فقط چون زمان های زیادی به سمت هدف حرکت میکنه و زمان های کوتاهی از مسیر دور میشه و فاصله میگیره در نهایت به هدفشون میرسن و نگران این موضوع نباش که بعضی وقت ها حواست از این مباحث دور میشه و مرکز توجه به سمت اشتباهی میره (با تصحیح هر روزه به هدف اصلی خودم نزدیک و نزدیک تر میشم)

نوشتهٔ پیشین
تجارت، واسطه گری و دلالی شغل ارزشمند و مورد نیاز
نوشتهٔ بعدی
فراوانی پسته

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

این فیلد را پر کنید
این فیلد را پر کنید
لطفاً یک نشانی ایمیل معتبر بنویسید.
برای ادامه، شما باید با قوانین موافقت کنید

فهرست