1. خانه
  2. روانشناسی ثروت
  3. اهرم رنج و لذت در ثروت

اهرم رنج و لذت در ثروت

کلا ما، یک اهرم داریم در ذهنمون به اسم اهرم رنج و لذت. در واقع هرکاری که در ذهنمون انجام میدیم برای فرار از یک رنج و رسیدن به یک لذت هست.

فرض کن

الان خیلی تشنته، یه رنج ایجاد میشه  که برای فرار از این رنج آب میخوریم، خوردن آب به من لذت میده و رنج تشنگی رو از بین میبره.

حالا مثلا بعد از خوردن 2 لیوان که لذت میبریم، خوردن لیوان سوم به من احساس سیری دست میده و دیگه تشنم نیست. و زمانی که خوردن آب داره برامون رنج آور میشه دیگه اون آب رو نمیخوریم.

فرض کن

یه فردی یه شغل خیلی خیلی سختی داره که خودت رو نمیتونی تصور کنی 10 دقیقه در اون شغل باشی، ولی اون فرد داره میره سرکار. چرا کار میکنه  ؟

برای اینکه کار کردن و کسب درآمد لذت بیشتری داشت، رنج فقر از رنج سختی های کار  بیشتر بود

بنابراین باعث میشه با تمام اون سختی هایی که وجود داره، بره سر کار. چون اون کار واسش لذت بخش تر از رنج بیکاری و فقر بود.

همه ی اینها به ذهن یک فرد بستگی داره و این اهرم در ذهن هر فرد مجزا اجرا میشه 

اگر در ذهن همین فرد که شغل سختی داره، رنج کار بیشتر از رنج فقر بشه. اون شخص دیگه کار نمیکنه و حاضره در فقر و سختی باشه تا در یه کار سخت که باعث میشه از فقر یکم فاصله بگیره.

این اهرم

برای هرکاری و هر عملی که انجام میدیم صادق هست

یه سری از افراد هستند

کلا کار کردن واسشون رنج آوره، یعنی دوست دارن هیچکاری نکنن براشون لذت بخشه . این افراد تا وقتی که این ویژگی رو تو ذهنشون دارن هیچکاری انجام نمیدن

یه سری از افراد هستند

که کار کردن تو ذهنشون لذت بخش هست و بیکاری رنج آوره. یعنی وقتی هم بازنشسته میشن و کاری ندارن، چون در ذهنشون یه همچین ساختاری شکل گرفته. نمیتونن بیکار باشن ! میشینن خونه رو تر تمیز میکنن، باغچه رو بهبود میدن، لوله کشی میکنن و در نهایت نمیتونن بیکار باشن.

بعضی ها

ورزش کردن تو ذهنشون مترادف هست با لذت، این افراد نمیتونن ورزش نکنن ! هرجا که باشند یه برنامه ای واسه ورزش و تحرک خودشون میریزن.

بعضی ها

ورزش کردن تو ذهنشون مترادف هست با رنج، بهش میگی بیا بریم یه پیاده روی کنیم یه چرخی بزنیم، یکم بدوییم. میگه برو ببینیم کی حوصله داره ورزش کنه؟ من خسته ام بیخیال شو

یعنی

این اتفاقاتی که در ذهن افراد میوفته رفتارشون رو مشخص میکنه !

اون آدمی که صبح تا شب ورزش میکنه ولی خسته ام نمیشه بازم ادامه میده و اگر هم خسته بشود بازم ادامه میده. بخاطر اینکه لذت ورزش کردن تو ذهنش بیشتره نسبت به ورزش نکردن.

رنج خستگی تو ذهنش کمتر از رنج بی تحرکی هست و یعنی وقتی بی تحرک هست رنج خیلی بیشتری ذهنش ایجاد میکنه تا وقتی که زیر فشار خستگی هست .

خیلی از ماها

رفتار هایی انجام میدیم که شادید خیلی عجیب بنظر برسه، مثلا میبینی مادرت با اینکه انقدر خسته هست و تازه از سر کار اومده به محض رسیدن میشینه خونه رو تمیز میکنه، ظرفارو میشوره، دستمال میکشه و . . .. اگر دقت کنی متوجه میشی که در ذهن این مادر تمیز بودن خونه لذت خیلی بالایی داره و کثیف بودن خونه رنج بسیار زیادی داره. حتی در زمانی که خسته هست ، خستگی رنجش کمتر از رنج کثیفیه خونه هست. بنابراین در خسته ترین حالتش هم میاد خونه رو تمیز میکنه.

بر عکس

افرادی هستند که میبینی خونه خیلی کثیف و بی سامانی رو دارن ( شاید اولش تعجب کنیم وقتی قانون رو ندونیم) و میگی این آدم چطور میتونه تو این آشغالدونی زندگی کنه. غذاشو خورده، پیتزاشو خورده ریخته همونجا. گوشه گوشه خونه یا تو یخچال نگاه میکنی میبینی کپک زده یه سری وسایل. ظرفا رو سر و کله هم بالا رفتن.

بعد تعجب میکنیم میگیم چطور این آدم تو این شرایط داره واسه خودش زندگی میکنه و دستی رو این خونه نمیکشه.

دلیلش اینه که رنج کار کردن تو ذهن این آدم(بشینه خونه رو تمیز کنه و ظرفارو بشوره) بیشتر از تمیز بودن خونه است. یعنی خیلی تمیز بودن تو ذهنش براش مهم نیست و اون کثیف بودن تو ذهنش واسش خیلی رنج آور نیست.

این نشون میده که آدم ها کارهای متفاوت رو انجام میدن تو شرایط متفاوت، به دلیل اینکه دارن جور دیگه ای به دنیا نگاه میکنن. به دلیل اینکه تو ذهن اونا رنج و لذت مثل بقیه نیست و فرق میکنه جایگاهش.

حتی

اون کسی که سراغ  مواد مخدر میره هم همینجور. یعنی لذت مصرف مواد مخدر بیشتر از رنج وابستگی به مواد مخدر است.

اون کسی که مواد مخدر رو ترک میکنه هم همینطور ! رنج وابستگی به مواد مخدر و اون بلاهایی که به سرش میاد (اعتبارش، سلامتیش، زندگیش و . .. ) باعث میشه در ذهنش رنجش بیشتر بشه تا لذت مواد مخدر و اونجاست که خودش میگه من میخوام ترک کنم.

و متعهد میشه که شیوه زندگیش رو عوض کنه

بنابراین

باید درک کنیم که دلیل رفتارامون چیه؟ چرا یکسری کارارو حاضریم انجام بدیم ولی یه سری کارارو اصلا ؟

هم در مورد خودمون هم در مورد دیگران. اگر این موضوع رو بفهمیم که این مغز چطوری عمل میکنه که باعث میشه ما یکسری کارارو انجام بدیم یا نه. اینکه یه سری کارایی رو که باید انجام بدیم رو پشت گوش میندازیم  و کارایی که میدونیم درست نیستن رو انجام میدیم.

چرا ؟

فقط بخاطر اینکه مغز ما ارتباط های نامناسبی رو ایجاد کرده درون خودش

مثلا

در مور د پرداخت بها برای آموزش ذهنم چنان مقاوتی داشت که میگفت بیخیال خودم میرم یاد میگیرم چه کاریه اینقدر پول به فلانی بدم که حالا تجربیات چند سالش رو در اختیارم بذاره ؟ خب خودم میرم بدست میارم این تجربیات رو ولی پول بابتش نمیدم !

اما به کمک اهرم رنج لذت و ایجاد ارتباط بین افزایش لذت خرید تجربه دیگران و رنج هزینه برای اون آموزش ها من شخصی شدم که برای آموزش هام بیشترین هزینه رو میکنم و میتونم بگم بیشترین هزینه های زندگی من در هرماه، آموزش ها و مشاوره هایی هست که در زمینه های کاریم دریافت میکنم !

در مورد فعالیت بدی و تحرک بدنی هم همینطور. از اونجایی که کار من کلا اینترنتی بود و همش پشت سیستم بودم به مرور زمان پیاده روی هم برام سخت شد و انرژ ی مفید روزانم در حدی کاهش پیدا کرده بود که حاضر نبودم پیاده حتی برم گردش و یکم قدم بزنم و همین باعث شد خیلی تنبل بشم و به کمک همین اهرم رنج و لذت و با ارزش تر کردن لذت ها و بزرگ کردن رنج کاهش انرژی مفید روزانه باعث شد کم کم پیاده رویم رو افزایش بدم و حتی باشگاه برم (برای اولین بار در زندگیم)

حتی یه زمانی به دلایلی درگیر سیگار شده بودم و هفته ای چندین نخ سیگار میکشیدم و به مرور تبدیل شده بود به عادت در حدی که دیگه میبایست حتمااااااا هر هفته سیگار بکشم و بدون سیگار هفته یا گاها روزم سپری نمیشد .

به کمک اجرای همین اهرم تونستم بعد از اجرای این اهرم که نحوه تمرینش رو در آخر هم مینوسم سیگار رو طی 10 دقیقه کامل ترک کنم و تا الان که 6 ماه گذشته دیگه مصرف نکردم که هیچ الان اگر بوی سیگار بفهمم حالت تعوع بهم دست میده و خیلی حس بدی نسبت به سیگار و بوی سیگار داره (دقیقا جای رنج و لذت استعمال سیگار و ترکش رو در ذهنم عوض کردم)

دلیل تنبلی

در هررررر موضوعی که احساس میکنیم در اون تنبل هستیم.،هرررر موضوعی. چه رژیم غذایی، ورزش، ترک یه عادت بد، ایجاد یه عادت خوب.

فقط بخاطر اینه که جایگاه اهرم رنج و لذت در ذهنمون برعکس هست.

تنبلی وجود نداره، انگیزه مناسب برای انجام اون نیست (تنبلی به معنای اینکه کلا همینه و نمیشه تغییرش داد)

انگیزه چطور بوجود میاد ؟

به کمک همین اهرم رنج و لذت تا بتونیم ذهن خودمون رو کنترل کنیم.

اگر میدونیم

ورزش برای ما مناسب هست باید ذهنم رو جوری شرطی کنم که تحرک براش لذت بخش بشود و بی تحرکی واسش رنج آور بشود.

علایق متفاوت

از اهرم های رنج و لذت متفاوتی که ذهن آدم ها شکل گرفته بوجود اومده

اگر درک کنیم

مغز ما چطور کار میکنه و ما چرا به بعضی موضوعات گرایش داریم و به بعضی موضوعات گرایش نداریم .

اگر موضوعی که بهش گرایش داریم موضوع درستی نیست و میتونه باعث بدبختی ما بشه. موضوعی که باعث پسرفت ما بشه، باید بشینیم جای اون اهرم رو در ذهنمون تغییر بدیم .

چطور ؟  (تمرین)

یک برگه برداریم و مثل دوران مدرسه که روی تخته مینوشتیم خوب ها و بد ها، بنویسیم لذت ها و رنج ها

و یک سوال بالای برگه بنویسیم : مثلا اگر  روزی 3 ساعت در زمینه صادرات و تجارت آموزش ببینم :

در 5 سال آینده چه لذت هایی رو تجربه خواهم کرد ؟  (مثلا حساب کنیم روزی 3 ساعت میشه سالی حدود 1100 ساعت آموزش ببینم چقدر پیشرفت خواهم کرد ؟ به چه نقطه ای میرسم ؟ از لحاظ مالی، اعتباری، کاری، احساس خوب و . . .)

در 5 سال آینده هیچ کتابی نخونم چه بلاهایی سرم میاد  و بدبخت میشم؟ (مثلا از مسیر دور میشیم، هیچ پیشرفتی نمیکنم، اطلاعات داره بروز میشه و تغییر نکنم پسرفت بدی هم خواهم داشت، موقعیت کاریم رو از دست میدم، اعتبارم رو از دست میدم و . ..)

با نوشتن اینا 2 تا اهرم تو ذهنمون شکل میگیره که همون اهرم رنج و لذت هست .

زمانی بخش لذت رو مینویسیم میاد مارو به سمت انجام دادن اون مثلا آموزش دیدن هل میده . و زمانی بخش رنج رو مینویسیم باعث میشه مجدد مارو به سمت آموزش دیدن هل میده و فراریم میداد از مطالعه نکردن.

ما میام جفت این اهرم هارو در یک جهت استفاده میکنیم که در مثال بالا آموزش دید ن هست.

هر روز صبح

که از خواب بیدار شدی، این برگه رو میخونی. میخونی که اگر حرکت نکنی، تغییر ایجاد نکنی در خودت در 5 سال آینده چه بلاهایی به سرت میاد. و اگر ر خودت تغییر ایجاد کنی در 5 سال آینده چه موفقیت ها و لذت های فوق العاده ای  رو میچشی.

برای چی ؟

بخاطر اینکه انگیزه ی مناسب در جهت درست، در ذهنت ایجاد بشه .

برای اینکه جای اهرم رنج و لذت در ذهنت عوض بشه، برای کسی که اضافه وزن داره و ورزش نمیکرده این بوده که ورزش کردن خستم میکنه، حوصلش رو ندارم، غذا های چرب خیلی خوشمزه ان.

ولی بعد از اهرم رنج و لذت برعکس میشه که ، ورزش کردن خیلی خوبه، خیلی عالیه، چقدر کمک میکنه، چقدر احساسم رو خوب میکنه و غذا خوردن و پرخوری کردن چقدر بلا به سر من میاره و چقدر موقعیت هارو از من میگیره.

برای اینکه انگیزه پایدار باشه

حداقل 21 روز این برگه و تمرین اهرم رنج و لذت رو میخونید. (اگر بیشتر بخونید بهتر هم هست)

بعد از چند روز آروم آروم جای اهرم رنج و لذت تو ذهنتون عوض میشه و رفتار و شخصیتتون هم تغییر میکنه.

ناخودآگاه

شما از غذا خوردن بدتون میاد، هرچقدر هم که علاقه داشته باشید به غذا، بعد از چند روز از انجام این تمرین ناخودآگاه از غذاهای چرب بدتون میاد و به پیاده روی و ورزش علاقمند میشید.

کسی که اهرم رو اجرا نکرده

و داره بزور  جلوی خودش رو میگیره غذا بخوره و بزور تلاش میکنه که ورزش کنه . همین باعث میشه وقتی به غذای خوشمزه ببینه بگه خدا کاشش میتونستم این غذای خوشمزه و لذیذ رو بخورم !

یا وقتی داره ورزش میکنه میگه یا خدا چقدر سخته، نفسم داره میگیره، از خستگی داره جونم در میاد !

و تا زمانی که این رفتار رو داره امکان نداره نتیجه بگیره .شاید 2 روز بتونه وزنش رو کم کنه اما دوباره به رفتار قبلش برمیگرده و از قبلش هم بدتر میشه.

یا در مورد کسی که سیگار ترک میکنه :

تا وقتی میگه ای بابا جلوی من دیگه سیگار نکشید، منم هوس میکنم. تا وقتی که تو ذهنش اینه و داره جلوی خودش رو میگیره و اهرم رنج و لذت هنوز جاش عوض نشده، امکان نداره بتونه سیگار رو ترک کنه.

موضوع جالبی که بود من بعد از اینکه ترک کردم و دوستام کنارم سیگار میکشیدن از بوی سیگار اونا حالم بهم میخورد ! و میرفتم ازشون فاصله میگرفتم.

کی نتیجه پایدار میشه ؟

زمانی که از انجام دادن کار درست لذت ببری و متنفر باشی از انجام کار غلط، نه اینکه بزور جلوی خودت رو بگیری.

اینکه هی بخوای کار اشتباه رو انجام بدی ولی بخوای با اراده جلوی خودت رو بگیری، بحث بحث اراده نیست !

بحث اینه که تو از انجام کار غلط متنفری و هیچ اراده ای نیاز نیست و اصلا ناخودآگاه نمیتونی کار غلط رو انجام بدی.

در مورد کارهای درست هم وقتی کار درست رو انجام میدی نیاز به اراده ای نداری، و کار درست رو نمیتونی انجام ندی ! باید انجامش بدی

مثلا

اون کسی که تو ذهنش کار کردن، مسیر درستی اینطور نیست که سختی بکشه برای رفتن به سر کار و بخواد نیم ساعت با خودش تو رخت خوابش کلنجار بره که ای بابا بازم باید برم سرکار ! بر عکس نمیتونه کار نکنه و حتی روزای تعطیل هم میره کار میکنه.

اگر درک کنید که

در شروع کار نیاز داریم به اراده برای اجرای اهرم رنج و لذت. نیاز داریم اون برگه رو هر روز بخونیم. نیاز داریم به اراده برای اینکه بنویسیم این کارارو . اراده برای شروع کار نیازه اما اگر شما درست کارو انجام بدین، میوفتین تو یه سر پایینی که در مسیر خوب پیش میرید و دیگه نمیتونید کار درست رو انجام ندین !

دیگه اراده در کار نیست، اتوماتیک کار درست رو انجام میدین

مثل غذا خوردن

مگه شما برای غذا خوردن اراده میکنید که غذا در معده شما هضم بشه ؟ اراده ای در کاره ؟ نه اتوماتیک داره انجام میشه.

مثل گردش خون، مگه شما اراده میکنید که خونتون در گردش باشه تو بدنتون ؟ یا قلبتون بتپه ؟ خیر این غیر ارادی انجام میشه برای شما .

موفقیت ها پشت سرهم در انتظار شماست

چرا ؟ چون شما دارید کار درست رو بارها و بارها انجام میدین. دوستان موفقیت در هر زمینه ای ، نه فقط مالی. موفقیت به معنای انجام کار درست و انجام ندادن کارهای اشتباه بصورت متوالی است.

یعنی تکرار و تکرار و تکرار میلیارد ها بار قدم های درست در مسیر درست و بارها تکرار نکردن قدم های اشتباه .

با یکبار انجام کاری، شما در اون زمینه به موفقیت نمیرسید !

 تجسم کنید

برای قدرت بخشیدن به اهرم رنج و لذت، هر دو حالت اهرم رو. هم سختی ها و هم لذت هارو کامل تصور کنید در ذهنتون تا تصویر واقعی تر بشه و حس اون لحظه هارو یکم لمس کنید.

دیگه نباید تعجب کنید

با درک این قانون دیگه نباید تعجب کنید از کارهای بظاهر عجیبی که اطرافیان ما انجام میدن. مثلا ما برای یه سفر 4 ساعته با ماشین وقتی میرسیم 1 روز میخوایم استراحت کنیم و هی میگیم جاده خیلی خسته کننده بود ولی میبینیم آدم هایی رو که ماه ها در یک سفر حتی با چرخ یا حتی پیاده.

دلیل این چنین رفتار ها فقط جایگاه رنج و لذت در ذهن هست. در همین مثال بالا لذت دیدن جاذبه های طبیعی و رنج ندیدن و از دست دادن چنین منظره هایی در زندگی و ثابت موندن در یک موقعیت جغرافیایی اون فرد باعث میشه خستگی چنین سفری اصلا واسش قابل لمس نباشه و حتی متوجه نشه چنین خستگی ای رو.

در 100 خواسته یکجا این تمرین رو انجام ندین

برای شروع فقط در یک خواسته ای که الویت خیلی زیادی واستون داره این تمرین رو انجام بدین و هر روز این اهرم رو بخونید.

کامل بنویسید، با توضیحات و به مدت حداقل 21 روز این نوشته هارو بخونید. بعد از این مدت حرکت هایی رو انجام میدی که خودت از خودت متعجب میشی.

خودت خودت رو باور نمیکنی، ولی میدونی که از کجا داره آب میخوره.

چی میشه که بعضی از افراد ثروتمند میشن و بعضی فقیر  ؟

همه ی این حرف هارو زدیم که به سوال بالا جواب بدیم 🙂

دلیلش اینه که در ذهن بعضی از افراد ثروت مترادف است با خوبی، خوشی، سعادت، خوشبختی، خداوند و معنویت که باعث میشه ثروتمند بشن.

بعضی از افراد تو ذهنشون ثروت مترادفه با بدبختی، بیماری، اعتیاد، غرور و جهنم .

شاید بگید نه مگه میشه کسی دیدگاه دوم رو داشته باشه

ثروت مترادف باشه با غرور ؟

یه مثال ساده

چند بار این دعای ساده رو کردین که  :

خدایا اگر من جنبش رو دارم بهم ثروت بده

اگر چنین دعایی داشتی تا الان بدون که نعمت و ثروت در ذهنت مترادف با غرور و مسیر اشتباه! چرا چنین دعایی از خدا کردی ؟

چون این تو ذهنت بوده که اگر ثروتمند بشی ممکنه مغرور بشی. چون بارها و بارها شنیدی

در مورد اعتیاد

چقدر شنیدی که طرف پول داره ولی چه فایده ؟ بچش معتاد شده.

در مورد بیماری

چقدر این حرف رو شنیدین که طرف انقدر ثروتمنده ولی سرطان گرفته، داره خدا تومن پول خرج خودش کنه ولی نمیتونه. اینه آخر عاقبت پولداری، ببین چه بدبختی ای داره میکشه

در مورد عشق و روابط

چقدر شنیدی طرف ثروتمنده اما طلاق گرفتن و خونوادشون بخاطر پول از هم پاشیده

در مورد ارتباط با خداوند

چقدر شنیدی که طرف ثروتمنده ولی اون دنیا میره جهنم !

در مورد معنویت و انسانیت

چقدر شنیدی طرف ثروتمنده ولی خون مردم رو تو شیشه کرده !

در مورد سخت رسیدن به موفقیت مالی

چقدر شنیدی که طرف وضعش خوبه ولی صبح تا شب داره کار میکنه . (ثروتمند شدن مترادف شده با بدبختی و کار زیاد)

در مورد پول مالیات دادن به دولت

چقدر شنیدی طرف داره سالی ماهی انقدر مالیات میده، هرچقدر پول بسازی آخر باید بدی دولت. چیزی گیر خودت نمیاد و همش باید بدی دولت. (مترادف با خرکاری کردن واسه دولت)

فقر  ارتباط داره به معنویت

بارها شنیدین اشکال نداره، خدا تو این دنیا چیزی بهم نده ولی تو اون دنیا جبران میکنه واسم 🙂

فقر شده معنویت و تبدیل شده به یک مسیر الهی

بنابراین

اهرم و رنج و لذت کاری میکنه در ذهن شما که اگر جای ثروت نادرست باشه شما هرکاری که انجام بدین بازهم از لحاظ مالی ضعیف هستین

چرا ؟

چون در ذهن شما ثروت مترادف با بدبختی، سختی، حال بد، اتفاقات بد.

در واقع

وقتی نگاه میکنید میبینید خیلی هم منطقیه از لحاظ مالی که موفق نشدین. وقتی در ذهنتون این جایگاه ها عوض شده باشه مهم نیست چقدر تلاش میکنید ! نمیتونید ثروتمند بشید.

چه زمانی ثروتمند میشیم ؟

دقیقا زمانی که ثروتمند شدن در ذهنمون تبدیل بشه به یک لذت و فقیر تبدیل بشه به یک رنج واقعی.

یعنی ثروت مترادف بشه با معنویت، به کار لذت بخش و خوشایند

و فقیر موندن به یک زجر مطلق تبدیل بشه

 

نوشتهٔ پیشین
افراد بی خانمانی که ثروتمند و مشهور شدند
نوشتهٔ بعدی
تمرین اهرم رنج و لذت

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

این فیلد را پر کنید
این فیلد را پر کنید
لطفاً یک نشانی ایمیل معتبر بنویسید.
برای ادامه، شما باید با قوانین موافقت کنید

فهرست