1. خانه
  2. عزت نفس
  3. عزت نفس یا اعتماد به نفس یعنی چی ؟

عزت نفس یا اعتماد به نفس یعنی چی ؟

عزت نفس یا اعتماد به نفس یعنی چی ؟

عزت نفس یا اعتماد به نفس مهمترین عامل

همین اول با مشکلی که خودم دارم شروع میکنم، تا الان شده تو جشن تولد های مختلف با دوستام، یا در عروسی های مختلفی بودم. و طبق معمول یه بخش موزیک و رقص درکار بود اما رفتار من در این مواقع خیلی عجیبه. اصلا حاضر نیستم برم کنار بچه ها یه رقص حتی فان انجام بدم و بخندیم و شادی کنیم. میگم بابا ولش کن من و چه به این کارا !

اما تو همین مراسم دوستای خودم که میشه گفت اصلا رقصیدن هم بلد نیستن و نمیتونن 2 تا حرکت درست انجام بدن، میرن وسط و شروع میکنن رقصیدن اونم کاملا فان و خنده دار با اینکه همه واسشون میخندن که این دیگه چ مدل رقصیدنه، اما دوستام خیلی راحت و بیخیال به همون رقص فان خودشون ادامه میدن و شادی میکنن و میرقصن.

منم همیشه ی خدا بهونه میارم که نه بابا فلانه، فلونه، من بلد نیستم و . . . که بچه ها میگن د لامصب ما خودمونم بلد نیستم بیا فقط داریم میخندیم و خوش میگذرونیم !

من هزاران بار مثل همینجا کمبود یه نیرو و حس درونی رو در خودم احساس کردم که یه خلا شدید باعث این احساس بد شده که من نمیتونم خیلی باهاش کنار بیام و با بهونه های الکی هزاران لذت زندگی رو از خودم دریغ میکنم !

از طرف دیگه اوایل ورود من به بیزینسی که انجام میدادم (دیجیتال مارکتینگ) من با اینکه تحقیق های زیادی انجام داده بودم و تخصص خوبی داشتم و بعد از اون در زمینه سئو خیلی تخصصی فعالیتم رو ادامه دادم و بیش از 20 پروژه تکمیل شده ی تاپ داشتم، با اینکه هر فعالیت در این زمینه رو خیلی خوب پیش برده بودم. زمانی در گروه های همکارام سوال های تخصصی پرسیده میشد، با اینکه من جواب اون سوال رو بلد بودم و میتونستم به راحتی راه حل رو بگم. در بهترین حالت چندین بار جواب رو تایپ میکردم و پاک میکردم و در نهایت میگفتم ولش بابا یکی بلاخره جوابش رو بهش میده من چرا بیام نظر بدم برم تو مرکز توجه. احتمال داره حتی اشتباه کنم و سوتی بدم و مسخرم کنن !

اما هربار میدیم که چندین نفر جواب های اشتباه و کلیشه ای به سوال اون فرد میدن و راحت میگن فلان کار رو انجام بده (با اینکه اشتباه میگفتن) و من در این لحظه ها هم حاضر نمیشدم که در اون جلسه یا گروه پرسش و پاسخ جوابی رو بدم 🙂

و این شد که من فهمیدم یکی از بزرگترین ضعف های زندگیم رو در بخش اعتماد بنفس و عزت نفس دارم !

با تحقیق هایی که انجام دادم متوجه شدم که اگر تمام عوامل موفقیت رو یک طرف بذاری و عزت نفس هم یک طرف، عزت نفس بارها تاثیر بیشتری بر موفقیت یک فرد میذاره و من برای همین تصمیم گرفتم یکی از بزررررگترین ضعف های زندگیم حل کنم و امروزم هدایت شدم که از این پاشنه ی آشیل خودم شروع کنم و همه ی چیزایی که تاثیر گذاشتن روی این ضعف شدید من رو حل کنم .

زمان موفقیت

یک انسان فقط زمانی میتونه موفق بشه که خودش رو باور داشته باشه، برای خودش ارزش قائل باشه، برای دیدگاهش ارزش قائل باشه، نگران توجه بقیه نباشه، محتاج تایید دیگران نباشه .

این انسان بی شک شخصیه که میتونه موفقیت رو به راحتی لمس کنه 🙂

اگر یه کارمندی کارش خوبه و توانمندی داره ولی روش نمیشه بره به رئیسش بگه که آقای رئیس من خیلی انساس توانمندی هستم و به من ارتقاء درجه بده. اون اعتماد بنفس نداره

اگر یه دختر خانمی بخاطر اینکه بقیه پسر ها تو خیابون بهش توجه کنن، انواع و اقسام آرایش رو بصورتش میزنه و لباس های عجیب و غریب میپوشه برای اینکه مورد توجه قرار بگیره اون اعتماد بنفس نداره.

اگر تویه روابطی یه آقا و خانم وارد رابطه شدن و یک تقاضای نا مربوطی ازش میشه و اون آقا یا خانم نمیتونه جواب نه بده، اون فرد اعتماد بنفس نداره.

اگر یک پولی به دوستی دادی و باید بگیری ازش و موعدش گذشته، قرار بوده یک هفته پیش، یک ماه پیش،یک سال پیش بهت برگردونه و روت نمیشه بهش بگی که پولم رو بده اعتماد بنفس نداری .

اگر یک فردی در یک جامعه نمیتونه از توانمندی هاش صحبت کنه و خجالت میکشه از موفقیت هاش صحبت کنه اون فرد اعتماد بنفس نداره.

و اگر فردی دچار این مشکلات بشه امکان نداره بتونه موفق بشه، امکان نداره بتونه ثروتمند بشه، امکان نداره بتونه به آرامش برسه، یعنی انقدر این موضوع مهمه، انقدر این موضوع ارزشمنده که حد و حساب نداره.

من باید زمان بذارم که اعتماد بنفسم هر روز و هر روز بالاتر بره، چون چیزی نیست که بگیم اگه روی این مشکل کار کنم و بهبود پیدا کرد بگم همون بالا میمونه. نه اصلا اینطور نیست .

افرادی رو دیدم که اعتماد بنفس های خوبی داشتم ولی با یک شکست تمام بنیاد این اعتماد بنفس از بین رفته ( خودم یکی از اشخاصی هستم که به موفقیت های خیلی زیادی نسبت به خودم رسیدم و واقعا خودم شوکه میشم از یکسری نتایجی که قبلا گرفتم ولی به دلیل یه شکست تمام اعتماد بنفسم خورد شد و از اول اومدم این پاشنه آشیل رو درست کنم)

و درسی که گرفتم اینه که هیچوقت فکر نکنم اعتماد بنفس و عزت نفس برای همیشه درست شده و هر روز سعی کنم در حداقل چند دقیقه برای این موضوع فکر کنم و برای بهبودش قدم بردارم.

افرادی که قهرمان های کشوری بودن ولی با یک شکست، باعث شده که باور کنن دیگه در هیچ مسابقه ای که نمیتونن موفق بشن هیچ ! به این نگاه میرسن که دیگه هیچ ارزشی در زندگی ندارند و به تباهی کشیده میشن.

همه ی انسان های روی کره ی زمین

بخاطر  شرایط محیطی ، بخاطر شرایط خونواده، بخاطر اتفاقاتی در کودکی رخ داده. واسشون پیش میاد که اعتماد بنفس خودشون رو از دست داده باشن تا اینکه روی خودشون کار کردن و تونستن حل کنن این مشکل رو.

دلایلی که اعتماد بنفس رو از بین میبرن

خیلی زیاده ! بچه هایی که به دنیا میان همشون اعتماد بنفس بالایی دارن اما از همون سال اول توسط والدین، خانواده شروع میشه به از دست دادن عزت نفس !

نمیخوایم در مورد عواملش صحبت کنیم چون عوامل خیلی خیلی زیادی هستند که اینکار رو انجام میدن.

مهمترین قانون

به دنبال دلایلی که چی شده این بلا سرتون اومده نباشید ! که اگر فلانی نبود من وضعم بهتر بود، اگه فلانی چنین حرفی نمیزد من اینجوری نمیشدم ، اگر فلان موقع فلان کار رو انجام میدادم یا نمیدادم و هزاران فلان دیگه، خیلی زندگی بهتری داشتم و . . .

به هیچ عنوان در مورد اینا صحبت نکنیم و دنبالش نباشیم ، اینا فکرای پوچ و بیهوده ای هستن .

الان چه کاری میتونی انجام بدی ؟

زندگی آینده ی من داره به دلیل افکار و طرز نگاه های همین لحظه ی من داره شکل میگیره. بیخیال گذشته بشم که چه فرصت هایی رو از دست دادم، چه بلاهایی سرم اومد و چه کمبود هایی داشتم . هرچی به این موارد فکر کنم باعث میشه که اشتباهات و بلاهای بیشتری سرم بیاد .

به این فکر کن

الان چطور میتونم تغییر بدم زندگیم رو ؟

دیگه کاری ندارم تا الان چه تحقیر ها و تخریب هایی توسط افراد مختلف سرم اومده .

من الان باید چکار کنم و چه تمرین هایی انجام بدم که عزت نفس در من بوجود بیاد و خود ارزشی رو در خودم پیدا کنم، که باور اینو داشته باشم که من انسان ارزشمند و انسان توانمندی هستم. چکار کنم که خدارو تو وجود خودم پیدا کنم ؟

اولین درس

دنبال مقصر، دنبال چکارهایی میبایست انجام بدم و . . . نباشم

بگم

در این لحظه چطور میتونم شرایط رو مدیریت کنم و بهبود رو ایجاد کنم ؟

چطور میتونم اینکار رو انجام بدم ؟

تعریف اعتماد بنفس

تعریف اعتماد بنفس

 

یعنی اینکه چه باوری نسبت به خودم دارم ، خودم رو چطور میبینم ؟ یه انسان قوی ؟ موفق ؟

خودمو انسانی میبینم که دست به هرکاری بزنم میتونم با موفقیت تمومش کنم ؟  یا آدمی که کارهارو نصفه و نیمه رها میکنه ؟

خودمو انسان زیبایی میبینم ؟ از اینکه جلوی آینه خودمو میبینم لذت میبرم ؟ یا یه انسان زشت و از خودم و قیافم نفرت دارم ؟

خودمو یه آدم پولساز میبینم ؟ یا انسانی که همیشه از لحاظ مالی بدبختم و به هیچ جایی نمیرسم ؟  و هرکاری کنم فایده ندار ه ؟

خودمو چجوری میبینم و چه دیدگاهی نسبت به خودم دارم ؟ 

خودمو انسان قوی ای میبینم ؟ در یه ورزش و یه هنر جدید یا یه موضوع و چطور رفتار میکنم ؟

یا میگم نه بابا در بهترین حالت در رده های میانی هستم ؟

هر باوری نسبت به خودم داشته باشم اتفاق میوفته

یعنی وقتی من دارم محصولی رو ارائه میکنم، باور دارم که محصول و خدمات من بسیار بسیار ارزشمنده و باعث یک رفع نیاز خیلی بزرگ از مشتریان من هست و با چنین باوری در مورد محصول و خدمات خودم صحبت میکنم .

من باور دارم که انسان ازشمند و قدرتمندی هستم، من باور تخصص من خیلی خیلی ارزشمند هست و میتونه به انسان های زیادی کمک کنه.

اگر من چنین باوری نداشته باشم نمیتونم از شرکت خودم و فعالیت خودم تعریف کنم و در موردش صحبت کنم.

در یک مسابقه یا بازی

تا وقتی حریفتون رو نمیشناختین و خودش رو معرفی نکرده بود خیلی خوب بازی میکردی، ولی به محض اینکه بهت میگن طرف مقابلت فلانیه ها ! قهرمان کشوری یا استانی داره !  تمام توانت و نیروی خودت رو از دست میدی . . .

با اینکه تا قبل از اینکه نمیدونستی خیلی از حریفت جلو تر بودی و خیلی بهتر نسبت بهش بازی کردی اما اعتماد بنفس تو بر این باور استوار نبود که فارغ از اینکه اون کیه، فارغ از اینکه اون چقدر معروفه، من به توانایی هام به قدرتم ایمان دارم و کارمو درست انجام میدم.

باید یه بازنگری به اینکه خودمون، خودمون رو چطور میبینیم داشته باشیم ! اصلا مهم نیست بقیه چطور مارو میبینن. اصلا مهم نیست بقیه مارو قوی میبینن، ضعیف میبینن، بقیه مارو انسان توانمندی مبینند یا نه . بستگی داره ما چطور خودمون رو میبینم و اصلا نظر دیگران مهم نیست.

اصلا نگران دیدگاه و نگاه دیگران در مورد خودت نباش. خودت، خودت رو چطور میبینی ؟

انسان توانمندی میبینی؟ پس توانمندی

انسان میبینی که از پس زندگی بر میای ؟ پس از پسش برمیای

چقدر برای خودت ارزش قائلی ؟ اونقدری هست که بری محکم حرف خودت رو بزنی و محکم اظهار نظر کنی ؟ حتی بعضی وقت ها ممکنه بدونی بقیه با نظر تو مخالف هستند اما بازم حاضری نظرت رو بیان کنی ؟

تعریف دوم از اعتماد بنفس

میزان رضایت از خود ، خیلی از ماها اصلا از خودمون راضی نیستیم.

نمیخوام در مورد این صحبت کنم که از خودمون خیلی راضی باشیم، اگر از خودمون راضیه راضی باشیم شاید تحرکی نکنیم برای اینکه بهتر عمل کنیم.

اما نارضایتی از خود اگر از یه حدی بیشتر بشه، اینکه به خودت بگی ای بابا من هرکاری میکنم جواب نمیده، من آدم موفقی نیستم، من آدم قدرتمندی نیستم و اگر این نارضایتی پیش بیاد به شدت اعتماد بنفس ما به مشکل میخوره

باید به میزان خیلی خیلی کم (در حد اینکه به ما انگیزه بده برای بالا رفتن) از خودمون ناراضی باشیم، یعنی استاندارد هامون بالاتر از حدی باشه که بقیه ازمون توقع دارن.

یعنی اگر افراد از من توقع دارن که اینکار رو به 100 برسونم، من باید از خودم توقع داشته باشم که به 120 برسونم. نباید به کم راضی باشم.

اما این نباید به شکلی باشه که من از آنچه که هستم احساس نارضایتی بکنم.

اون چیزی که الان هستم

حاصل تفکراتمه، حاصل باورهامه، حاصل انرژی ای هست که تا الان به جهان ارسال کردم و میتونم این رو تغییر بدم اما نمیتونم با نارضایتی تغییرش بدم.

باید بگی من قبول میکنم هرآنچه در زندگی من هست رو خودم ساختم. و با افکار و نگاهی که فکر میکردم درسته این دنیارو بوجود آوردم. الان هم از این نتیجه ناراضی نیستم و سعی میکنم که این نتیجه رو به شکل خیلی خیلی بهتری تغییر بدم.

اگر من همون آدمی بودم که تونستم این نتایج رو با باورهام و افکارم بوجود بیارم. میتونم نتایج خیلی خیلی بهتر رو هم برای خودم خلق کنم به شرط اینکه به توانایی هام، به نیروها و قدرت هایی که دارم ایمان داشته باشم.

تعریف سوم اعتماد بنفس

توانایی برخورد با چالش ها  و مشکلات زندگی هست.

یعنی یه فرد با اعتماد بنفس بالا به راحتی از پس مسائلی که در زندگی براش بوجود میاد برمیاد.یعنی عاشق حل کردن مسائل هست .

عاشق پیشرفته، عاشق برخورد با مسائل، حل کردن و بزرگتر شدن از اون مسائل هست . یعنی یه فرد با اعتماد بنفس بالا اصلا نگران سختی کار نیست . براش مهم نیست چه کاری چقدر سخت باشه، چون توانایی های خودش از سختی کار همیشه بیشتر هست.

یک مثال معروف

میگه که اگه یه مشکلی اندازش 2 باشه برای یک فردی که اندازش 8 هست بوجود بیاد به راحتی از اون مشکل عبور میکنه .

اما اگر یه مشکلی اندازش 2 باشه برای یک فردی که اندازش 1 هست این مشکل مثل یک کوه بزرگ جلوش قرار میگیره.

موضوع مشکل نیست

موضوع اندازه ی مشکل  نیست ، بحث اصلی باور به خودمون هست .

اعتماد به این معنا  نیست

که ما هیچ مشکلی نداشته باشیم و خوب عمل کنیم. به این معناست که ما از پس هر مسئله ای بر بیایم.

به این معنا نیست که فرار کنیم از مسائل و مشکلات، به این معناست که روبرو بشیم. بپذیریم و حلشون کنیم

در زندگی مسائل و چالش های بسیار بسیار زیادی بوجود میاد، هیچکس نیست که بگه من تو زندگیم هیچ مشکلی ندام.

اگه چالش نباشه که پیشرفتی بوجود نمیاد. برای اینکه من پیشرفت کنم و خواسته هام رو به جهان هستی ارسال کنم باید به چالش ها بربخورم .

امکان نداره، هیچ انسانی روی کره ی زمین هیچ چالش و مسئله ای برنخوره چون این مکانیزم جهان هستیه، چون این باعث رشد و پیشرفت در جهان هستی میشه.

موضوع اینه که

آیا باور داری از پس هر مسئله ای برمیای ؟ چقدر خودت رو باور داری ؟

یعنی وقتی شروع میکنی به حرکت، میخوای یه کسب و کار رو شروع کنی. یه عده از افراد میان در مورد مشکلاتی که ممکنه در راه واسشون پیش بیاد فکر میکنند. میگه اگر شریک پیدا نکنم چی ؟ اگر وامم جور نشه چی ؟ اگه مشتری نداشته باشم چی ؟ اگه تبلیغات نتونم انجام بدم چی ؟ اگر کارمندم تو زرد از آب در بیاد چی ؟ (یه عده اینجور فکر میکنند )

یه عده هم میگن ، با نام و توکل بر خدا شروع میکنیم. هر مسئله ای هم بوجود بیاد حلش میکنیم.

نمیشینن به مشکلاتی که امکان داره در آینده بوجود بیاد فکر کنند. و باور دارند در دل هر مسئله راه حلش هم هست

إِنَّ مَعَ العُسرِ يُسرًا
مسلّماً با (هر) سختی آسانی است،

یه زمانی

تو شرکت چاپ و تبلیغاتی کار میکردم . مدیر مجموعه یه اخلاق خیلی جالبی که داشت، هر مشتری برای کارای چاپ و تبلیغاتی به پستش میخورد میگفت آره میتونم فلان کار رو انجام بدم و فلان مدل چاپ کنم یا . . .

من میگفتم مصطفی چطوری همچین قول هایی میدی ؟ میگف یه راهی واسش پیدا میکنیم و یجوری اوکیش میکنیم . بذار فعلا قرارداد ببندیم میریم دنبالش انجامش میدیم.

این شد درس من از مصطفی

که تفاوت من  با مصطفی تو انجام کارها. من باور ندارم که اگر به مشکل بخورم میتونم حلش کنم. اما اون این باور رو داره به هر مشکلی بخوره میتونه حلش کنه.

بخاطر همین هم اون زمان با اینکه مصطفی اختلاف سنی آنچنانی با من نداشت کارهای بزرگی میکرد و موفق تر بود.

بعد از اون تصمیم گرفتم

هر کاری رو شروع کنم ، با این باور که اگر به مسئله و مشکلی بربخورم میتونم حلش کنم. چالش ها در زندگی طبیعی هستند و باید باشند. تا نباشند ما اصلا یاد نمیگیریم. تا به تامین یه محصول جدید برنخورم یادش نمیگیرم و نمیتونم انجامش بدم هیچوقت.

درسته برای اولین بار خیلی کارها واسم گنده هستند و نمیتونم درست انجامشون بدم و امکان داره چندین جا اشتباه کنم اما وقتی برای دفعات بعدی خیلی بهتر  و راحت تر انجامش میدم و کم کم بهش تسلط پیدا میکنم و استاد انجام اون کار میشم .

باید این اعتماد بنفس رو در خودم ایجاد کنم

که هر مسئله ای بوجود بیاد من میتونم حلش کنم و هر مشکلی بوجود بیاد قابل حل است و من توانایی این رو دارم و میتونم از پسش بر بیام. خدای من بهم کمک میکنه . راه حل مشکل درون همون مسئله است. با این دیدگاه میتونیم به زندگی نگاه کنیم و وارد هر حوزه ای بشیم و از پسش بر بیایم .

تعریف چهارم اعتماد بنفس

عشق ورزیدن به خود بدون هیچ قید و شرطی

یعنی اگر قرار باشه همونطور که اغلب والدین ما به ما عشق میورزن. ماهم بخوایم همون رفتار رو نسبت به خودمون داشته باشیم  صد در صد در عزت نفسمون مشکل بوجود میاد .

اغلب والدینمون تا ما کار درست رو انجام میدادیم، دوسمون داشتن و به به چه چه میکردن (کار درست از نظر اونا)

وقتی که کار غلطی از نظر اونا انجام میدادیم به شدت مارو سرکوب میکردن، عشقشون یه عشق شرطی بود .

خیلی از ماها نگاهمون به خودمون همینطوریه !!!

اگر یه کار درست انجام بدیم، خودمون رو تشویق میکنیم، اگر یه کار بد انجام بدیم شروع میکنیم خودمون رو تخریب کردن و گفتگوهای ذهنیمون شروع میشه. وقتی یه خطایی انجام میدیم مثلا یه ظرف رو میزنیم میشکنیم، وقتی یه حرف اشتباهی رو به یه نفر میزنیم و اون قهر میکنه ازمون، وقتی یه امتحان رو بد میدیم، وقتی موقع رانندگی حواسمون نیست و یه تصادف میکنیم. شروع میکنیم به خودمون فحش دادن !

خاک بر سر احمقت کنن ! بازم اشتباه کردی، هیچوقت آدم نمیشی، نمیتونی یه کار مثل آدم انجام بدی و شروع میکنیم تخریب کردن خودمون.

قبلا پدر مادرمون اینکار رو انجام میدادن اما الان خودمون داریم انجام میدیم.

اعتماد بنفس یعنی اینکه

من خودم رو دوست دارم حتی زمانی که اشتباه میکنم، من برای خودم ارزش قائلم حتی زمانی که کارهام رو درست انجام نمیدم.

یعنی من عاشق خودمم بی قید و شرط 

اعتماد بنفس یعنی

تواناییه، پذیرش نقاط قوت و نقاط ضعف خودمون

هرکسی در بعضی موارد خیلی قویه و در بعضی موارد ضعیف عمل میکنه. هر کدوم از انسان ها نقاط قوت و نقاط ضعف داریم.

من باید بپذیرم که بعضی جاها  قوی هستم و در بعضی موارد ضعیف عمل میکنم.

همه ی ما و همه ی انسان ها بی شک نقاط قوت و ضعفی داریم . من اگر در یکسری کارها خیلی خوب عمل میکنم، در بعضی کارها اینطور نیست.

باید بپذیرم یه سری جاها استعداد کمتری دارم نسبت به بعضی موارد. میتونم انجامش بدم و از پسش برمیام. اگر روی خودم کار کنم میتونم از پسش بربیام و قوی بشم . اما تو یه سری چیزا استعدادم خدادادی خیلی بیشتره و باید اینو بپذیرم.

باید با این موضوع راحت باشم و دوسش داشته باشم. نباید بگم نه من چقدر بد شانسم و نمیتونم همون اول خوب انجامش بدم ولی فلانی همون بار اول خیلی خوب انجامش داد .بله ممکنه من در شنا کردن ضعیف باشم و دیر یاد بگیرم، اما ریاضی رو خیلی زود یاد میگیریم. همون فردی شنا کردن رو خیلی زود یاد گرفت، ریاضی رو سه هفته بعد از من یاد میگیره .

افرادی که از نیم کره چپ مغزشون استفاده میکنند یه سری توانایی ها قوی ترن و افرادی که از نیم کره راستشون استفاده میکنند در یکسری دیگه از کار ها قوی ترند .

البته میشه با تمرین اونجاهایی که ضعیف هستیم رو قوی کنیم، اما کی میتونیم اینکار رو انجام بدیم ؟ موقعی که بپذیریم. موقعی که خودمون رو با همین نقاط قوت و ضعف دوست داشته باشیم..

یعنی اگر آدم احساساتی ای هستی و هر روز هم به خودت میگی که خاک بر سر من که احساساتی ام ، کاشکی مثل اون دوستم که خیلی قویه بودم. هیچوقت نمیتونی آدم قوی ای باشی.

باید بگی : بله درسته من احساساتی تر از دوستم هستم، ولی خیلی از من قوی تره در عوض من تو هنر خیلی قوی ترم، خیلی هنر رو خوب میشناسم، خیلی قشنگ مینوازم اما اون دوستم نمیتونه این کارارو انجام بده. و این نقاط قوت هم قسمتی از منه .

هرچقدر خودت رو بهتر بشناسی

قوی تر میشی ، یعنی به میزانی که خودت رو میشناسی و میپذیری نقاط قوت و نقاط ضعفت رو، میتونی کارهای بزرگ تر و موفقیت های بزرگتری رو کسب کنی.

راز مهم

بجای اینکه روی نقاط ضعفمون تمرکز کنیم و بخوایم قوی ترشون کنیم، بیام روی نقاط قوت کار کنم و مجدد بهبودشون بدم.

اگر بجای اینکه نگران نقاط ضعفم باشم، روی توانایی هام متمرکز شم و اونهارو بهبود بدم. جریان زندگی من رو به مسیری هدایت میکنه که نقاط ضعف نقاط ضعف بحساب نمیاد و دیگه نیازی به انجام اون کارها نیست.

بخاطر اینکه انقدر تو حوزه های خودش قوی عمل میکنه، انقدر عالی عمل میکنه و خوب پیش میره که این نقاط قوت بقیه محدویت هارو میپوشونه.

بجای نگران بودن نقاط ضعف، اونو بپذیرم. و بعد نقاط قوتم رو مشخص کنم و تمرکز کنم برای اینکه اونهارو قوی تر کنم.

مثلا اگر

در فروشندگی قوی هستم و در هنر ضعیف هستم، بجای اینکه نقطه ضعف خودمو تو هنر بهبود بدم. سعی کنم در همان فروشندگی قوی تر بشم و احساس ارزشمندیم بیشتر و بیشتر میشه و جهان من رو به سمتی هدایت میکنه که اصلا نیازی نیست نقاط ضعفم رو برطرف کنم.

تعریف جامع در مورد عزت نفس و اعتماد بنفس

باور داشتن به خدایی که همواره، با ماست. همواره در درون ماست. به ما کمک میکنه به ما الهام میکنه، مارو هدایت میکنه، همواره دوستمون داره، همواره عاشقمون هست. خدایی که مارو میبینه، مارو ترک نمیکنه، مارو تنها نمیذاره. نیروی برتری که در وجود ما و با ما داره حرکت میکنه.

یعنی کسی که به اینجا میرسه کارای خیلی بزرگی میتونه انجام بده، کسی که باور داره که خداوند باهاشه، کسی که باور داره که خداوند، کسی که تمام جهان رو خلق کرده، تمام جهان رو داره مدیریت میکنه، دستش تو دست اون هست و هرکاری رو میتونه انجام بده .

تمام جهان اگر بخوان جلوش بایستند و نذارن حرکت کنه نمیتونند کاری انجام بدن، بالاترین حد اعتماد بنفس این باوره که خداوند با منه، عاشق منه، به فکر منه، منو دوست داره، برای من ارزش قائله، من نزد خدا محبوبم، من نزد خدا مقدس هستم، من نزد خدا دوست داشتنی هستم، خدا عاشق منه، با همین چیزی که الان هستم. خداوند من رو قضاوت نمیکنه و همینجوری که من الان هستم منو پذیرفته.

این دیگه بالاترین حد اعتماد بنفس هست و باید به این سمت حرکت کنیم، باید باورمون به خداوند تغییر بدیم.

نوشتهٔ پیشین
تمرین اهرم رنج و لذت
نوشتهٔ بعدی
نامه استعلام بهاء یا (LOI) چیست ؟

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

این فیلد را پر کنید
این فیلد را پر کنید
لطفاً یک نشانی ایمیل معتبر بنویسید.
برای ادامه، شما باید با قوانین موافقت کنید

فهرست